نمی دونم چرا هرکی تو این گوشه از خاک میخواد بگه ماهم اهل بخیه ایم میاد زرت و زرت از کار دیگران ایراد میگیره و اسمش را می گذارد نقد فرهنگی حالا بماند که برخی از حضرات قبل خواندن اثر یا دیدن فیلم ایرادات را پیشاپیش گرفته و تنها در فیلم منتظر نمود ان اند و حکما هر فیلمی که در ینگ دنیا یعنی لانه ی شیطان بزرگ ساخته میشه فری ماسونه و اونها فقط باید در فیلم به دنبال این نماد ها باشند حالا بگذریم که دوست عزیزی در نقد فیلم سیصد میگفت در یک سکانس فیلم شخصی با اسب سفید میاید وبعد از چند دقیقه فرار میکند واین حکما نشان امام زمان است و هرکی این چندثانیه را ببیند دیگر اعتقادی به ظهور ندارد یاللعجب؟!

اما از این حرفا گذشته هدف من از این سیاهه ایرادات بیجا و کشکی از جناب امیر خانی واثارش نیست بلکه فقط میخوام راحت ترین کار دنیا که همانا نوشتن است را انجام بدم واصلا حالا که اینترنت بااین سرعت در اختیار مردمه چرا من یه چند ساعتی وقتشون را نگیرم

اول از همه میخوام در مورد خود جناب امیرخانی بنویسم وبا توجه به این که هرکتاب ایینه ای به سوی نویسندست و او را نشون میده شخصیت خود ایشون بسیار مهمه واصلن به همین دلیله که قران ایینه ی تمام نمای خداست وهیچ کس جز معصومین یارای درک ان نیست حالا بماند که بعضی ها این اینه را کروی کردند تا خود را بزرگ تر از انچه هستند نشان دهند

امیرخانی یکی از جسور ترین نویسندگان معاصر ایرانیست او برای اولین بار در نوشتن انسان را با چیز هایی به جز کلمات سر گرم کرد که نمود بارز ان در سفید بودن یک فصل من او یا تکرار کلمات در فصل دیگر من او است اوکارهای بدیع دیگری نیز انجام داده نظیر  نوشتن مقالات اجتماعی کوتاه که قبل از این چندان پر سابقه نبوده البته قبول دارم هنر این است که نویسنده افکارش را در قالب نوشته ی هنری مثلا داستان بیان کند اما با مطالعه ی نشت نشا و نفحات نفت در میابیم این دو قلم چندان هم تهی از هنر نیستند

امیرخانی کسی نیست که بانوشتن زندگی کند او بیشتر با زندگی مینویسد خدایی چه نویسنده ای بیشتر از او زندگی کرده؟ها؟گرفتن مدرک لیسانس از صنعتی شریف درس خوندن در تیز هوشان گرفتن مدرک خلبانی سفر به بیست و خورده ای کشور  چند سال زندگی در امریکا چندسال زندگی در شهرستانی مانند اراک دیدار با سید حسن و....

این زندگی جسورانه به او اجازه داده تا در نوشتن هم جسور شود و همیشه دنبال شیوه های بدیع جذب ومخاطب باشد

دوست عزیزی داشتم که به من میگفت حیون نویسی یا به اصطلاح با کلاس ترش انیمال نویسی کن یعنی خود را به نفهمی بزن وتا میتوانی در قالبی که بی شباهت به طنز گریه دار!نیست بنویس و این نوشته را تا حد امکان پیچیده کن تا مردم مشتاق خوندن ان شوند وهرکس به اندازه ی فهمش از ان برداشت کند به نظر من سبک نوشتن جناب امیر در بعضی از اثار نظیر بیوتن انیمال نویسیست

یکی دیگه از چیزایی که موجب توفیق امیرخانی در نوشتن شده از نظر من جدی گرفتن نوشتنه ما خیلی ها را داریم که می نویسند اما کمند کسانی که نوشتن را جدی میگیرند یعنی نوشتن می شود شغل اصلی انها(نه الزاما کار اصلی انها یعنی تمام دل مشغولی خودشون را به نوشتن اختصاص میدهند)امیرخانی نیز نوشتن را بسیار جدی گرفته تا جایی که شنیدم حتی دفتر کاری برای نوشتن داره و برای هر رمان سال ها تحقیق میکنه برای بیوتن قریب به شش سال تلاش کرد و برای من او قریب به دو در مورد تهران قدیم تحقیق میکرده

دیگه فعلا صحبت کردن در مورد امیر خانی بسه بتره بریم سراغ کتاباش

راستی نظر شما در مورد علت اینکه امیر خانی به رقم نداشتن رابطه ی خوب با دولت به چنان تو فیقی در نوشتن دست ژیدا میکنه که در ۱ ساعت ۵۵۰ نسخه از کتابش در نمایشگاه فروش میره و در عوض بعضی ها در کل عمرشئن موفق نمی شن ۵۰۰نسخه از کتاباشون را بفروشن چیه؟